به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرونده ویژه «تجربه تلخ مذاکره با آمریکا» به بررسی اسناد و خاطرات مقامات سابق جمهوری اسلامی ایران درباره تعاملات دیپلماتیک با واشنگتن میپردازد. در این گزارش، بر اساس خاطرات سیدحسین موسویان، عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای، نمونههای مشخصی از عهدشکنیهای آمریکا بررسی شده است.
از ماجرای گروگانهای غربی در لبنان گرفته تا قرارداد نفتی کونوکو، هر بار که ایران در مسیر مذاکره و تعامل گام برداشته، با بدعهدی، فشارهای بیشتر و تحریمهای جدید مواجه شده است. موسویان در خاطرات خود به صراحت اعتراف میکند که اعتماد به آمریکا، هزینههای سنگینی برای ایران به همراه داشته است.
این گزارش، در کنار مرور تاریخی مذاکرات، به مقایسه دو نگاه متفاوت درباره رابطه با آمریکا در ایران پرداخته و نشان میدهد که تجربه تاریخی، صحت موضع رهبر معظم انقلاب مبنی بر غیرقابلاعتماد بودن آمریکا را تأیید کرده است.
چرا مذاکره با آمریکا اشتباه است؟
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند که مذاکره با آمریکا نهتنها بیفایده، بلکه پرضرر است، زیرا هدف نهایی واشنگتن از هر مذاکرهای، تغییر ماهیت نظام اسلامی و نفوذ در ارکان کشور است. ایشان در این زمینه تصریح کردهاند:
"مذاکرهی در سایهی تهدید و فشار، مذاکره نیست. یک طرف مثل ابرقدرتها بخواهد تهدید بکند و فشاری بیاورد و تحریمی بکند و یک دست آهنیای را نشان بدهد و از آن طرف هم بگوید خیلی خوب، بنشینیم پشت میز مذاکره! این مذاکره، مذاکره نیست. اینجور مذاکرهای را ما با هیچ کس نمیکنیم. آمریکا همیشه با این چهره برای مذاکره وارد میدان شده است.
آمریکا صادقانه مثل یک مذاکرهکننده معمولی وارد میدان نمیشود، مثل یک ابرقدرت وارد مذاکره میشود. ما با چهره ابرقدرتی مذاکره نمیکنیم. ابرقدرتی را بگذارند کنار، تهدید را بگذارند کنار، تحریم را بگذارند کنار، برای مذاکره یک هدف و نهایت مشخصی فرض نکنند که باید مذاکره به آنجا برسد. جمهوری اسلامی زیر بار این فشارها نخواهد رفت؛ او هم به سبک خود به هر فشاری پاسخ خواهد داد. به زورگوئی متوسل نشوند، از نردبان ابرقدرتی که نردبان پوسیدهای هم هست، پائین بیایند، اشکالی ندارد؛ اما تا وقتی که آنجور است، امکان ندارد."
اما آیا این نگاه صرفاً بر پایه یک تحلیل نظری است؟ یا تجربه عملی ایران نیز نشان داده که آمریکا غیرقابلاعتماد است؟
خاطرات سیدحسین موسویان، عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای، بهخوبی نشان میدهد که هرگاه ایران به سمت تعامل با آمریکا حرکت کرده، با عهدشکنی، فشارهای مضاعف و سوءاستفادههای واشنگتن مواجه شده است. در این گزارش، بر اساس خاطرات موسویان، نمونههای مشخصی از این تجربه تلخ را بررسی میکنیم.
گروگانها؛ آزمونی که آمریکا در آن مردود شد
یکی از مهمترین بخشهای خاطرات موسویان، ماجرای آزادی گروگانهای غربی در لبنان در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی است. ایران تلاش کرد تا با همکاری در این پرونده، حسننیت خود را نشان دهد و زمینه را برای کاهش تنشها فراهم کند. اما نتیجه چه شد؟
پیشنهاد بوش برای "حسن نیت در برابر حسن نیت"
در سال ۱۳۶۷، بوش پدر در نطق ریاست جمهوری خود اعلام کرد:
"اگر ایران در آزادی گروگانها کمک کند، این اقدام در حافظه ما خواهد ماند و حسن نیت، حسن نیت به دنبال خواهد داشت."
با این پیام، ایران تصمیم گرفت تا در آزادی گروگانها نقش ایفا کند. به گفته موسویان، رهبر انقلاب در این زمینه محتاط بود و هشدار داد که:
"آمریکا هیچگاه در برابر حسننیت، حسننیت نشان نخواهد داد. ما از نظر انسانی کمک خواهیم کرد، اما انتظار متقابل نداشته باشید."
اما رفسنجانی امیدوار بود که این اقدام بتواند باب مذاکرات را باز کند. موسویان روایت میکند که:
"آقای رفسنجانی از طریق کانالهای مختلف تلاش کرد تا پیام ایران را به آمریکا برساند. او به ما گفت که اگر آمریکاییها نشان دهند که به دنبال تنشزدایی هستند، امکان دارد بتوانیم روند را ادامه دهیم."
عهدشکنی آمریکا پس از آزادی گروگانها
ایران در نهایت کمک کرد تا گروگانهای غربی آزاد شوند. اما واکنش بوش چه بود؟ او صراحتاً گفت:
"ما منتظر خواهیم ماند تا همه گروگانها آزاد شوند، سپس تصمیم خواهیم گرفت."
این رویکرد نشان داد که آمریکا به هیچ وجه به وعدههای خود پایبند نیست. موسویان با ناامیدی مینویسد:
"در نهایت، ایران همه گروگانها را آزاد کرد، اما نهتنها داراییهای بلوکهشده ایران آزاد نشد، بلکه آمریکا فشارهای خود را افزایش داد. حتی نماینده سازمان ملل که میانجی این مذاکرات بود، بعداً اعتراف کرد که آمریکا به تعهداتش عمل نکرده و ما را فریب داده است."
این تجربه، یک درس مهم داشت: واشنگتن هرگاه به چیزی که میخواهد دست یابد، وعدههای خود را فراموش میکند.
ماجرای قرارداد کونوکو
در دوران ریاست جمهوری هاشمی، ایران تلاش کرد از طریق همکاری اقتصادی، زمینه مذاکره با آمریکا را فراهم کند. موسویان در خاطراتش به ماجرای قرارداد نفتی کونوکو اشاره میکند:
"رفسنجانی تلاش کرد از مسیر اقتصادی به تنشزدایی با آمریکا برسد. قرارداد یک میلیارد دلاری با شرکت آمریکایی کونوکو، گام اول بود. این قرارداد با تأیید رهبری امضا شد تا ببینیم آیا آمریکا آماده یک رابطه منطقی است یا خیر."
اما واکنش کاخ سفید چه بود؟
دولت بیل کلینتون نهتنها این قرارداد را لغو کرد، بلکه تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع کرد.
آمریکا حتی شرکتهای خارجی را تهدید کرد که اگر با ایران همکاری کنند، با تحریم مواجه خواهند شد.
کلینتون شخصاً دستور داد که هرگونه همکاری اقتصادی با ایران متوقف شود.
موسویان در این باره مینویسد:
"وقتی ما قرارداد کونوکو را اعلام کردیم، فکر میکردیم که این یک گام مثبت است. اما پاسخ واشنگتن چیزی جز تحریم و تهدید نبود. این برای ما درس مهمی داشت: آمریکا به دنبال تعامل نیست، بلکه فقط به دنبال فشار و تغییر رفتار ایران از طریق زورگویی است."
دو نگاه متفاوت به آمریکا؛ کدام درست بود؟
موسویان در خاطرات خود اشاره میکند که پس از رحلت امام خمینی (ره)، دو دیدگاه درباره آمریکا در ایران وجود داشت:
نگاه رهبر انقلاب: آمریکا غیرقابلاعتماد است
رهبر معظم انقلاب معتقد بودند که هرگونه مذاکره با آمریکا، به ضرر ایران تمام خواهد شد.
ایشان بر این باور بودند که واشنگتن، به دنبال نفوذ و تغییر نظام است، نه یک رابطه برابر.
تجربههای قبلی، این تحلیل را تأیید میکرد.
نگاه هاشمی رفسنجانی: امکان توافق وجود دارد
هاشمی بر این باور بود که میتوان از طریق مذاکره و همکاری اقتصادی، به تفاهم رسید.
او تلاش کرد از مسیرهایی مانند قرارداد کونوکو یا آزادی گروگانها، راهی برای تنشزدایی پیدا کند.
اما هر بار که ایران گامی برداشت، با عهدشکنی آمریکا مواجه شد.
نتیجه: تجربه ثابت کرد که دیدگاه رهبر انقلاب درست بود
موسویان صراحتاً مینویسد:
"بعد از ماجرای گروگانها و قرارداد کونوکو، دیگر هیچ تردیدی باقی نماند که سیاست بیاعتمادی به آمریکا، کاملاً درست بوده است. ما هر بار که به آمریکا اعتماد کردیم، ضرر کردیم."
مذاکره با آمریکا، راهی پر از ضرر و خسارت
بررسی خاطرات موسویان بهوضوح نشان میدهد که آمریکا:
در ماجرای گروگانها، وعدههای خود را زیر پا گذاشت.
در پرونده قرارداد کونوکو، با تحریمهای جدید پاسخ داد.
هرگز به دنبال یک رابطه برابر با ایران نبوده است.
سیاست جمهوری اسلامی ایران، بر پایه تجربههای واقعی بنا شده است. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودهاند:
"ما آمریکا را بهخوبی شناختهایم. این کشور، قابلاعتماد نیست و هر توافقی با آنها، تنها برای فریب ایران خواهد بود."
پس از چهار دهه تجربه، آیا هنوز میتوان به مذاکره با آمریکا امید داشت؟ پاسخ روشن است: خیر.
این پرونده ویژه ادامه دارد و در گزارشهای بعدی، ابعاد بیشتری از تجربه مذاکره با آمریکا را بررسی خواهیم کرد.
گزارش از امیر صفره



